الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

47

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

مورد نظر عرف نيست و هر دو را يك حدّ خارق و معجز و دليل صدق مىشناسند . البته در اين جهات و تفاوت‌ها و وجود واسطه و عدم واسطه ، مصالحى نيز مؤثر است و چنان‌كه : « اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » خدا هم داناتر است كه پيغمبران و اوليا را چگونه و از چه طريق تأييد و تصديق كند و آنها را با امر ، خارق و معجزه سازد . بنابراين منافات ندارد كه آتش به فعل خدا و بدون واسطهء احدى سرد و سالم شود و به قدرتى كه خدا به امام اعطا كرده و اكوان را مطيع او قرار داده است ، به كسى اثر نكند يا آنكه عصا تبديل به اژدها شود ، و با قدرتى كه به امام موهبت فرموده است ، صورت شيرى كه در پرده بود ، قلب به شير شود . بله ، در بين معجزات انبيا ، معجزه‌اى كه بىرقيب است و به كسى از ايشان قدرتى به مثل آن اعطا نشده و نخواهد شد ، قرآن مجيد است . 8 - ولايت شخص بر نفس و آنچه مسخّر بشر است مخفى نماند كه مسأله ولايت شخص بر نفس خويش ، و آنچه كه خدا مسخّر انسان قرار داده است ، غير از تفويض است كه در مسألهء جبر و تفويض از آن بحث مىشود و اين ولايت با امر بين امرين - به معناى متعددى كه از آن شده است - منافات ندارد ؛ زيرا اگرچه فعل به اختيار عبد واقع مىشود ، و فاعل بلاواسطهء آن عبد است ، امّا چنان نيست كه - العياذ باللَّه - خدا از كار ، معزول و عبد مستقل باشد ، و دست خدا منقطع و رعايت مطلقهء الهى نباشد ، بلكه صدور فعل اختيارى از عبد ، طبق مشيت مطلق الهى است ، و در عين حالى كه عبد ولايت دارد ، قضا و قدر الهى در رفع موانع و حصول شرايط و تأثير مقتضى همه برجا و برقرار است ، و طبق قواعدى كه خدا مقرّر كرده است ، انجام مىپذيرد و خارج از آن قواعد و بيرون از سلطنت و قيموميّت و تدبير الهى چيزى واقع نخواهد شد و دايرهء قدرت و اختيار